شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۱۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باورم نیست که باشد چمنی بهتر از اینیا بروید ز چمن، نسترنی بهتر از این
۲
نتوان گفت تنی را، به از این پیرهن استیا که در پیرهنی، رفته تنی بهتر از این
۳
از چه پوشی به حریری که بود حلّه حوراین بدن را که سزد پیرهنی بهتر از این
۴
گشت معلوم من از دور سخن گفتن توکه نپرورده سخن را دهنی بهتر از این
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth