خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۱۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای صنم نازنین، ناز تو بر جان منوِی بتِ مهرآفرین ، کفرِ تو ایمانِ من
۲
گر تو فرستیم زهر، ور تو پسندیم درد،زهر تو تریاق دل، درد تو درمان من
۳
آتش لعلت که هست، آب حیات رقیبچند فروزد شرر، بر دل بریان من
۴
مرغ دلم در نوا، فاخته سرو توستشمع رخت در بهار، لاله نعمان من
صفحهٔ ۱ از ۲