شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۱۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا، تصرف در صنعت سکندر کنز آفتاب رخ، آیینه اش منور کن
۲
بگو به ساقی مجلس، برغم زاهد خشکز آب روشن ساغر دماغ ما تر کن
۳
ز عکس آن لب یاقوت، در پیاله مابه جای لعل مروّق، شراب کوثر کن
۴
اگر علاج جنون مرا طلبکاریبه گردن دلم آن طرّه معنبر کن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth