خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۱۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خلاف تلخکامیهای دیرینبیا، بوسی بده ای جانِ شیرین
۲
کرم کن، تا بیفزاید به دولتتو شاه حسن و من درویش مسکین
۳
زنخدانی که دارد، بارک اللهندارد این لطافت سیب سیمن
۴
کجا عنبر، چون آن زلف شبه گونکجا مرجان، چو آن لعل می آگین
صفحهٔ ۱ از ۲