شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۱۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا امروز کاخ از بوستان بهز رنگ لاله، روی دوستان به
۲
طبیبا، چاره و درمان نخواهمکه درد او به جانم جاودان به
۳
مرا زخم جگر مرهم نشاید،که آن را تیر این ابرو کمان به
۴
تنم از شوق تیرش، استخوان شدکه این پیکان مرا در استخوان به
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth