شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۱۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبا، به جانان اگر توانی،پیامی از من ببر نهانی
۲
بگو، ز نازت، چه می‌شود کمشبی به کویت گرم بخوانی
۳
ز جام وصلت، زلال مهریبه کام خشکم، اگر چکانی
۴
سرشکم از چشم، همی کنی پاکغبارم از رخ، همی فشانی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth