شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۸ - موعظه در وصول به عالم لاهوت

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو مردان بشکن این زندان یکی آهنگ صحرا کنبه صحرا در نگر آن گه به کام دل تماشا کن
۲
ازین زندان اگر خواهی که چون یوسف برون آییبه دانش جان بپرور نیک و در سر علم رویا کن
۳
مشو گمراه و بیچاره چنین اندر ره سوداچراغ دانشت بفروز و آن گه رای سودا کن
۴
ز موسی رهروی آموز اگر خواهی به دیدن رهگذرگه برفراز کوه و گه بر قعر دریا کن
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth