خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۱۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرجا که تو بنشینی، صد فتنه برانگیزیهر فتنه شود هفتاد، هر لحظه که برخیزی
۲
کام دل هر عاقل، از لعل شکر خاییدام ره هر دانا، با زلف دلاویزی
۳
از جلوه رخ بیضا، در هاله تو می پوشیوز سبزه خط عنبر، بر لاله بیاویزی
۴
بر فرق سر خورشید، خاک سیه از غیرتزآن کاکلِ مُشک افشان، ای ماه تو می بیزی
صفحهٔ ۱ از ۳