خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می رود آب رخ از باده ی گلرنگ مرامی زند راه خرد زمزمه ی چنگ مرا
۲
دلق ازرق بمی لعل گرو خواهم کردکه می لعل برون آورد از رنگ مرا
۳
من که بر سنگ زدم شیشه ی تقوی و ورعمحتسب بهر چه بر شیشه زند سنگ مرا
۴
مستم از کوی خرابات ببازار بریدتا همه خلق ببینند بدین رنگ مرا
صفحهٔ ۱ از ۳