خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقیا وقتِ صبوح آمد بیار آن جام رامیپرستانیم درده بادهٔ گلفام را
۲
زاهدان را چون ز منظوری نهانی چاره نیستپس نشاید عیبکردن رندِ دُردآشام را
۳
احتراز از عشق میکردم ولی بیحاصل استهرکه از اول تصوّر میکند فرجام را
۴
من به بویِ دانهٔ خالش به دام افتادهامگرچه صیدِ نیکوان، دولت شمارد دام را
صفحهٔ ۱ از ۳