خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن ماه مهر پیکر نامهربان ماگفت ای بنطق طوطی شکّرستان ما
۲
وقت سحر شدی به تماشای گل به باغشرمت نیامد از رخ چون گلستان ما
۳
در باغ سرو را ز حیا پای در گلستاز اعتدال قدّ چو سرو روان ما
۴
برگ بنفشه کز چمن آید نسیم اوتابیست از دو سنبل عنبر فشان ما
صفحهٔ ۱ از ۳