شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ماه قبچاقی شب است از سر بِنِهْ بَغطاق رابگشای بند یَلمه و در بند کن قبچاق را
۲
در جان خانان ختا کافر نمی‌کرد این جفاای بس که در عهد تو ما یاد آوریم آن جاق را
۳
شد کویت ای شمع چگل اردوی جان کریاس دلچون می‌کشی چندین مَهِل در بحر خون مشتاق را
۴
تاراج دل‌ها می‌کنی در شهر یغما می‌کنیبر خسته غوغا می‌کنی نشنیده‌‌ای یاساق را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth