خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آبناز چشم می پرستت مست و چشمت مست خواب
۲
گر کنم یک شمه در وصف خط سبزت سوادروی دفتر گردد از نوک قلم پر مشک ناب
۳
در بهشت ار زانک برقع برنیندازی زرخروضه ی رضوان جهنم باشد و راحت عذاب
۴
وقت رفتن گر روم با آتش عشقت بخاکروز محشر در برم بینی دل پر خون کباب
صفحهٔ ۱ از ۳