شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیش اسبت رخ نهم ز آنرو که غم نبود زماتدر وفایت جان ببازم تا کجا یابم وفات
۲
دی طبیبم دید و دردم را دوا ننوشت و گفتخون دل میخور که این ساعت نمی یابم دوات
۳
چون روان بی خط برات آورده بودم از چه وجهخط برون آوردی و گفتی که آوردم برات
۴
در عری شاه ماتم ای پری رخ رخ مپوشکانک رخ بر رخ نهی او را چه غم باشد زمات
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth