خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فروغ عارض او یا سپیده سحرستکه رشک طلعت خورشید و طیره ی قمرست
۲
لطیفه ایست جمالش که از لطافت و حسنز هر چه عقل تصور کند لطیف ترست
۳
برون ز نرگس پر خواب و روی چون خور دوستگمان مبر که مرا آرزوی خواب و خورست
۴
ز هر که از رخ زیبای او خبر پرسمچو نیک بنگرم آنهم ز شوق بیخبرست
صفحهٔ ۱ از ۳