شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماهم از شب سایبان بر آفتاب انداختستسروم از ریحان تر برگل نقاب انداختست
۲
بر کنار لاله زار عارضش باد صباسنبل سیراب را در پیچ و تاب انداختست
۳
حلقه های جعد چین بر چین مه فرسای رایک بیک در حلق جانم چون طناب انداختست
۴
تا کند مرغ دلم را چون کبوتر پای بندبر کنار دانه دام از مشک ناب انداختست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth