شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتمش روی تو صدره ز قمر خوبترستگفت خاموش که آن فتنه دور قمرست
۲
گفتم آن زلف و جبینم بچنین روز نشاندگفت کان زلف و جبین نیست که شام و سحرست
۳
گفتم ای جان جهان از من مسکین بگذرگفت بگذر ز جهان زانکه جهان برگذرست
۴
گفتمش قد بلنت بصنوبر ماندگفت کاین دلشده را بین که چه کوته نظرست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth