خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سحرگه ماه عقرب زلف من مستدر آمد همچو شمعی شمع دردست
۲
دو پیکر عقربش را زهره در بُرجکمانکش جادوش را تیر در شست
۳
شبش مه منزل و ماهش قصب پوشسهی سروش بلند و سنبلش پست
۴
بلالش خازن فردوس جاویدهلالش حاجب خورشید پیوست
صفحهٔ ۱ از ۳