خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردا که یار در غم و دردم بماند و رفتما را چو دود بر سر آتش نشاند و رفت
۲
مخمور باده ی طرب انگیز شوق راجامی نداد و زهر جدائی چشاند و رفت
۳
گفتم مگر بحیله بقیدش در آورماز من رمید و توسن بختم رماند و رفت
۴
چون صید او شدم من مجروح خسته رادر بحر خون فکند و جنیبت براند و رفت
صفحهٔ ۱ از ۳