خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترا که موی میان هم وجود و هم عدمستدو زلف افعی ضحاک و چهره جام جمست
۲
بتیرگی شده آشفته تر حقیقت شرعسواد زلف تو گوئی که رای بوالحکمست
۳
ز دور چرخ شبی این سؤال می کردمکه از زمانه مرا خود نصیب جمله غمست
۴
بطیره گفت نبینی سپهر کاسه مثالز بهر خوردن خون تو جمله تن شکمست
صفحهٔ ۱ از ۳