خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز عشق غمزه و ابروی آن صنم پیوستامام شهر بمحراب می رود سرمست
۲
جمال او در جنّت بروی من بگشودخیال او گذر صبر بر دلم دربست
۳
کنون نشانه ی تیر ملامتم مکنیدکه رفته است عنانم ز دست و تیر از شست
۴
مرا چو مست بمیرم بهیچ آب مشویمگر بجرعه ی دُردی کشان باده پرست
صفحهٔ ۱ از ۲