شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گره ی زلف بهم برزده کاین مشک تتارسترقم از غاله بر گل زده کاین خطّ غبارست
۲
رشته ئی بر قمر انداخته کاین مار سیاهستنقطه ئی بر شکر افکنده که این مهره ی مارست
۳
مشک بر برگ سمن بیخته یعنی شب قدرستزلف شبرنگ بهم بر زده یعنی شب تارست
۴
لؤلؤ از پسته ی خود ریخته کاین چیست حدیثستلاله در مشک نهان کرده که این چیست عذارست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth