خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنزمان مهر تو می جست که پیمان می بستجان من با گره زلف تو در عهد الست
۲
نو عروسان چمن را که جهان آرایندبا گل روی تو بازار لطافت بشکست
۳
دلم از زلف کژت جان نبرد زانک دروهندوانند همه کافر خورشید پرست
۴
چشم مخمور تو گر زانکه ببیند در خوابهیچ هشیار دگر عیب نگیرد بر مست
صفحهٔ ۱ از ۲