شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو از برگ گلشن سنبل دمیده‌ستز حسرت در چمن گل پژمریده‌ست
۲
بخعشوه توبهٔ شهری شکسته‌ستبه غمزه پردهٔ خلقی دریده‌ست
۳
ز روبه بازی چشم چو آهوشدلم چون آهوی وحشی رمیده‌ست
۴
چو رویست آنکه در اوصاف حسنشکمال قدرت بیچون پدیدست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth