خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هیچ روئی نیست کز چرخ سیه رو زرد نیستکار هیچ آزاده ئی زین آسیا بر گرد نیست
۲
در جهان مردی نمی بینم که از دردی جداستیک طربناکست بر گردون و آنهم مرد نیست
۳
گرنه بوی دوستان آرد نسیم بوستانباد پندارش که آخر گنج باد آورد نیست
۴
سرد باشد هر که او بی مهرروئی دم زندچون دم مهر از دل گر مست از آنرو سردنیست
صفحهٔ ۱ از ۳