شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز چشم مست تو آنها که آگهی دارندمدام معتکف آستان خمّارند
۲
از آن بخاک درت مست می سپارم جانکه هم بکوی تو مستم بخاک بسپارند
۳
چرا بهیچ شمارند می پرستان راکه ملک روی زمین را بهیچ نشمارند
۴
هر آن غریب که خاطر بخوبرویان دادغریب نبود اگر خاطرش بدست آرند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth