خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما بر کنار و با تو کمر در میان بماندوان چشم پر خمار چنان ناتوان بماند
۲
از پیش من برفتی و خون دل از پیتاز چشم من روان شد و چشمم در آن بماند
۳
گفتم که نکته ئی زدهانت کنم بیاناز شور پسته ات سخنم در دهان بماند
۴
بر خاک درگه تو چو دوشم مقام بودجانم بر آستان که بر آن آستان بماند
صفحهٔ ۱ از ۲