خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باش تا روی تو خورشید جهانتاب شودبشکر خنده عقیقت شکر ناب شود
۲
باش تا شمع خیال تو بهنگام صبوحمجلس افروز سراپرده ی اصحاب شود
۳
باش تا آهوی شیر افکن روبه بازتهمچو بخت من دلسوخته در خواب شود
۴
باش تا آب حیاتی که خضر تشنه ی اوستپیش سرچشمه ی نوشت ز حیا آب شود
صفحهٔ ۱ از ۳