خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنزمان کز من دلسوخته آثار نبودبجز از ورزش عشق تو مرا کار نبود
۲
کوس بدنامی ما بر سر بازار زدندگرچه بی روی تو ما را سر بازار نبود
۳
هرکه با صورت خوب تو نیامد در کارچون بدیدیم بجز صورت دیوار نبود
۴
هیچ خسرو نشنیدیم که همچون فرهادبسته ی پسته ی شیرین شکر بار نبود
صفحهٔ ۱ از ۲