شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی لعل تو درّ درج منضودعذارت آتش و زلف سیه دود
۲
میانت چون تنم پیدای پنهاندهانت چون دلم معدوم موجود
۳
مریض عشق را درد تو درماناسیر شوق را قصد تو مقصود
۴
چرا کردی بقول بدسگالانطریق وصل را یکباره مسدود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth