خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب چو بگشود ز تنگ شکرم یاد آمدچون سخن گفت ز درج گهرم یاد آمد
۲
بجز از نرگس پر خواب و رخ چون خور اوتو مپندار که از خواب و خورم یاد آمد
۳
هر سرشکی که ببارید ز چشمم شب هجربر زر از رشته ی لؤلؤی ترم یاد آمد
۴
زلف شبرنگ چو از عارض زیبا برداشتدر شب تیره فروغ قمرم یاد آمد
صفحهٔ ۱ از ۳