شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از باد صبا در سر زلفش چو خم افتدصد عاشق دلسوخته در بحر غم افتد
۲
مشتاق حرم گر بزند آه جگر سوزآتش بمغیلان و دخان در حرم افتد
۳
در هر طرفت هست بسی خسته و مجروحلیکن چو منت عاشق دلخسته کم افتد
۴
چون قصّه اندوه فراق تو نویسمگر دم بزنم آتش دل در قلم افتد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth