خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وهم بسی رفت و مکانش ندیدفکر بسی گشت و نشانش ندید
۲
هر که در افتاد بمیدان اوغرقه ی خون گشت و سنانش ندید
۳
دیده ی نرگس بچمن عرعریهمچو سهی سرو روانش ندید
۴
وانک سپر شد برِ پیکان اوکشته شد و تیر و کمانش ندید
صفحهٔ ۱ از ۳