خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون سنبل تو سلسله بر ارغوان نهادآشوب در نهاد من ناتوان نهاد
۲
چشمت بقصد کشتن من می کند کمینورنی خدنگ غمزه چرا در کمان نهاد
۳
هیچش بدست نیست که تا در میان نهدسرّی که داشت با تو کمر در میان نهاد
۴
بر سرو کس نگفت که طوطی شکر شکستبر ماه کس ندید که زاغ آشیان نهاد
صفحهٔ ۱ از ۳