شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر سر کوی تو اندیشه‌ی جان نتوان کردپیش لعلت صفت زاده‌ی کان نتوان کرد
۲
مهر رخسار تو در دل نتوان داشت نهانکه به گِل، چشمه‌ی خورشید نهان نتوان کرد
۳
از میانت سر موئی ز کمر پرسیدمگفت کان نکته‌ی باریک، عیان نتوان کرد
۴
با تو صد سال زبان قلم ار شرح دهدشمه‌ای از غم عشق تو بیان نتوان کرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth