خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز بر افراختیم رایت سلطان عشقبار دگر تاختیم بر سر میدان عشق
۲
ملک جهان کرده ایم وقف سر کوی یارگوی دل افکنده ایم در خم چوگان عشق
۳
از سر مستی کشیم گرده رهبان دیربر در هستی زنیم نوبت سلطان عشق
۴
جان چه بُود تا کنیم در ره عشقش نثارپای ملخ چون بریم نزد سلیمان عشق
صفحهٔ ۱ از ۴