خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سِری بالعِیس أصحابی وَلی فی العیس مَعشوقألا یا راهِب الدیر فَهَل مرَّت بک النوقِ
۲
فتاده ناقه در غرقاب از آب چشم مهجورانو فوق النوقِ خیماتٌ و فِی الخیمات مَعشوقِ
۳
سزد گر دست گیریدم که کار از دست بیرون شدأخلّائی أغیثونی و ثوبُ الصَبر مَمزوق
۴
مقیم از گلشن طبعم نسیم شوق می آیدو من رأسی إلی رجلی حدیث العِشق منموق
صفحهٔ ۱ از ۲