خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دلواتش هجر جگر سوز تو دود افکن دل
۲
چشمه ی نوش گهرپوش لبت چشمه ی جانحلقه ی زلف شکن بر شکنت معدن دل
۳
گر کنی قصد دلم دست من و دامن توور کند ترک تو دل دست من و دامن دل
۴
جانم از دست دل ار غرقه ی خون جگرستخون جان من دلسوخته در گردن دل
صفحهٔ ۱ از ۳