خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر می کشندم ور می کشندمگردن نهادم چون پای بندم
۲
گفتم ز قیدش یابم رهائیلیکن چو آهو سر در کمندم
۳
سرو بلندم وقتی درآیدکز در درآید بخت بلندم
۴
بر چشم پر خون چون ابر گریمبر دور گردون چون برق خندم
صفحهٔ ۱ از ۳