خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما سر بنهادیم و بسامان نرسیدیمدر درد بمردیم و بدرمان نرسیدیم
۲
گفتند که جان در قدمش ریز و ببر جانجان نیز بدادیم و بجانان نرسیدیم
۳
گشتیم گدایان سر کویش و هرگزدر گِرد سراپرده ی سلطان نرسیدیم
۴
چون سایه دویدیم بسر در عقبش لیکدر سایه ی آن سرو خرامان نرسیدیم
صفحهٔ ۱ از ۳