خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نکنم حدیث شکّر چو لبت گزیدمچه کنم نبات مصری چو شکر مزیدم
۲
بتوکی توان رسیدن چو ز خویش رفتمز تو چون توان بریدن چو ز خود بریدم
۳
چه فروشی آب رویم که بملک عالمنفروشم آرزویت که بجان خریدم
۴
ندهم کنون ز دستت که ز دست رفتمنروم ز پیش تیغت که بجان رسیدم
صفحهٔ ۱ از ۲