خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با روی چون گلنارش از برگ سمن باز آمدمبا زلف عنبربارش از مشک ختن باز آمدم
۲
تا آن نگار سیمبر شد شمع ایوانی دگرمُردم چو شمع انجمن وز انجمن باز آمدم
۳
گفتم ببینم روی او یا راه یابم سوی اورفتم ز جان در کوی او وز جان و تن باز آمدم
۴
از عشق آن جان جهان بگذشتم از جان و جهانوز مهر آن سرو روان از نارون باز آمدم
صفحهٔ ۱ از ۳