شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای رخت شمع بُت پرستان شمع برون بر از شبستانبر لب جوی و طرف بستان داد مستان ز باده بستان
۲
وی به رخ رشگ ماه و پروین به شکر خنده جان شیرینروی خوب تو یا مهست این چین زلف تو یا شبست آن
۳
هندوی بُت پرست پستت آهوی شیر گیر مستترفته از دست من ز دستت برده آرام من به دستان
۴
شکّرت شور دلنوازان مارت آشوب مهره بازانسنبلت دام سرفرازان دهنت کام تنگ دستان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth