شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر اشکم کهربا آبیست روشنسرشکم بیتو خونابیست روشن
۲
اگر گفتم که اشکم سیم نابستخطا گفتم که سیمابیست روشن
۳
شبی خورشید را در خواب دیدمتوئی تعبیر و این خوابیست روشن
۴
شکنج زلف و روی دلفروزتشبی تاریک و مهتابیست روشن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth