خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بت یاقوت لب وی مه نامهربانشمع شبستان دل گلبن بستان جان
۲
گاه صبوحست و جام وقت شباهنگ و بامصبح دوم در طلوع مرغ سحر در فغان
۳
مردم چشمم شبی تا بسحر پاس داشتگرچه بر ایوان ماست هندوی شب پاسبان
۴
ای مه آتش عذار آب چو آتش بیارآتش رخ بر فروز و آتش ما را نشان
صفحهٔ ۱ از ۲