خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۳۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بساز چاره ی این دردمند بیچارهکه دارد از غم هجرت دلی بصد پاره
۲
چگونه تاب تجلّی عشقت آرد دلچو تاب مهر تحمّل نمی کند خاره
۳
دلم چو خیل خیال تو در رسد با خونببام دیده بر آید روان بنظّاره
۴
مرا جگر مخور اکنون که سوختی جگرمکه بیتو هست مرا خود دلی جگر خواره
صفحهٔ ۱ از ۳