شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۳۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی ربوده خیال تو خوابم از دیدهگشوده آتش مهر تو آبم از دیده
۲
فروغ روی تو تا دیده‌ام ز زیر نقابنمی‌رود همه شب آفتابم از دیده
۳
چو رنگ و بوی گل و سنبل تو کردم یادگلم زیاد برفت و گلابم از دیده
۴
شب دراز ندانم دو چشم جادویتچه سحر کرد که بربود خوابم از دیده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth