خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۳۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای روانم بلب لعل تو آورده پناهدلم از مهر تو آتش زده در خرمن ماه
۲
از سر کوی تو هرگه که کنم عزم رحیلخون چشمم بدود گرم و بگیرد سر راه
۳
چون قلم قصّه ی سودای تو آرد بزبانروی دفتر کند از دیده پر از خون سیاه
۴
بسکه چون صبح در آفاق زنم آتش دلنتواند که برآید شه سیاره پگاه
صفحهٔ ۱ از ۳