خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۳۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که بر دیدهٔ صاحبنظران می گذریپرده بردار که تا خلق ببینند پری
۲
میروی فارغ و خلقی نگران از پس و پیشتا تو یک ره ز سر لطف در ایشان نگری
۳
همه شب منتظر موکب صبحم که مرابوی زلف تو دهد نکهت باد سحری
۴
بامدادان که صبا حلّه خضرا پوشدنوعروسان چمن را بگه جلوه گری
صفحهٔ ۱ از ۳