خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۳۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز تو با تو راز گویم به زبان بیزبانیبه تو از تو راه جویم به نشان بینشانی
۲
چه شوی ز دیده پنهان که چو روز مینمایدرخ همچو آفتابت ز نقاب آسمانی
۳
تو چه معنی لطیفی که مجرّد از دلیلیتو چه آیتِ شریفی که منزّه از بیانی
۴
ز تو دیده چون بدوزم که تویی چراغ دیدهز تو کی کنار گیرم که تو در میان جانی
صفحهٔ ۱ از ۳